خانه /  سخن مهمان / نخستین چالش مدیریت اطلاعات در ایران

نخستین چالش مدیریت اطلاعات در ایران

دکتر حميدرضا جمالي مهمويي- استاديار دانشگاه خوارزمي
1
دکتر حمیدرضا جمالی مهموئی

این جمله را که «اهمیت اطلاعات بر کسی پوشیده نیست» گويا در ایران هنوز هم تنها در محیط‌های دانشگاهی می‌توان با قاطعیت مطرح کرد. در محیط کسب و کار و در سازمان‌ها به‌ویژه در بخش دولتی، هنوز مدیران و کارکنانی هستند که اهمیت اطلاعات بر آنان پوشیده است.

اطلاعات سال‌هاست که یک دارایی یا منبع برای سازمان‌ها به‌شمار مي‌رود. اگر چه اکنون انبوهی از پژوهش و تجربه پشتوانه‌ي علم و فن مدیریت اطلاعات در سازمان‌هاست، ولي در اين زمينه هنوز در عمل چالش‌های بسياري هست. گويا بزرگ‌ترین چالش مدیریت اطلاعات در کشور ما با نخستین گام آن پيوند دارد و نه به فوت و فن اجرا و اِعمال آن. این گام نخست، چیزی نیست جز درک اهمیت اطلاعات.

برای مدیریت موفق اطلاعات در سازمان‌ها، شرط لازم، باور به اهمیت راهبردی اطلاعات در پیشبرد اهداف آن سازمان است.  دست کم مدیران یک سازمان باید اين اهمیت را باور داشته باشند.

پدیده‌ي «کم اهمیت دانستن اطلاعات» به گونه‌هاي مختلف در وجوه مدیریتی در سطح کشور دیده می‌شود. براي نمونه، امروزه در دنیا مي‌بينيم که صفت «…مبتنی بر شواهد» را برای بسیاری چیزها مانند «پزشکی مبتنی بر شواهد» و «سیاست‌گذاری مبتنی برشواهد» به کار می‌برند. منظور از شواهد در اینجا این است که شواهد علمی، پژوهشی، و اطلاعات راست‌آزمایی شده را بنيان انجام کاری قرار دهیم. با این حال در این حوزه نیز شاهد کم‌توجهی به علم و پژوهش در سیاستگذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها هستیم. آنچه که در كشور ما «کار کارشناسی» ناميده مي‌شود، در حقیقت بناست که همان شواهد و اطلاعات لازم را برای تصمیم‌گیری‌ها فراهم آورد که گاه سطحی انجام می‌شود و گاه از بينان نادیده گرفته می‌شود.

حال پرسش اساسی این است که چگونه می‌توان بر این چالش غلبه کرد. چگونه کسی که در یک سازمان، مسئولیتی در پيوند با مدیریت اطلاعات یا دغدغه‌ي مدیریت اطلاعات دارد می‌تواند اهمیت اطلاعات را به مدیران و کارکنان نشان دهد. یک رهیافت این است که تلاش کنیم ارزش مالی اطلاعات موجود در سازمان را برآورد کنیم. اما حوزه‌ي ممیزی اطلاعات و ارزش‌گذاری مالی اطلاعات، حوزه‌ای پرچالش است و دستاورد آن نیز ممکن است برای مدیران ملموس نباشد. شاید مؤثرترین شیوه برای دستیابی به چنین هدفی، گردآوری شواهدی براي این باشد که مدیریت اطلاعات در یک سازمان، حتی اگر در سطحی ابتدایی اعمال شود، صرفه‌جویی در هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری را در پي خواهد داشت. هر گونه شواهدی که نشان دهد کاری از نظر مالی به سود سازمان است، فهم آن ساده‌تر و پذیرش آن آسان‌تر خواهد بود. براي نمونه اینکه اطلاعات تا چه اندازه‌اي از دوباره‌کاری و هدررفت وقت کارکنان جلوگیری می‌کند یا تصمیمی راهبردی را در پي دارد که برای سازمان مزیت رقابتی ایجاد می‌کند، شاخصی ملموس است. این فرایند شناساندن اهمیت اطلاعات، فرایندی تدریجی است. یکی از وظایف مدیران اطلاعات، فرهنگ‌سازی در سازمان‌ها برای دستیابی به درکی شایسته از اهمیت اطلاعات است.

крыша водостокпарфюмерия интернет

یک دیدگاه

  1. واقعا صحيح است که بگوييم: اهميت اطلاعات براي بيشتر ما پوشيده است. لطفاً مراکز علمي و دانشگاهي را هم استثنا نفرماييد. بيشتر آنها هم درک بسيار محدودي از اهميت اطلاعات دارند. بايد گفت: «واضح و مبرهن است(!) که ما نمي‌دانيم اطلاعات چه اهميت و کارکردهايي دارد و چگونه بايد آنرا مديريت کرد». ببينيد اهميت خرج دکوراسيون و تجهيزات دفتري و … در سازمانها بيشتر است يا هزينه توليد/ تأمين و مديريت اطلاعات؟
    توجيه اهميت اطلاعات با تأکيد بر شاخص‌هاي سودآوري مالي اطلاعات در سازمان شايد آن را خيلي کاسبکارانه جلوه دهد. اگر چنين باشد، جنبه هاي اقتصادي اطلاعات را پررنگ مي شوند و جريان اطلاعات به سوي اهداف سوداگرانه ميل پيدا خواهد کرد. خوب بود به اهميت اطلاعات در بهبود مکانيزمهاي دستيابي به هدف بيشتر تأکيد مي شد و اينکه درک هدفمند اهميت اطلاعات هم نياز به آموزش مديران سازمان‌ها دارد. تا مديران سازمان‌ها چنين درکي را نداشته باشند و نتوانند اطلاعات را به عنوان مؤلفه‌اي مهم در دستيابي به اهداف و بهينه‌سازي سيستم در برنامه خود محسوب کنند، انتظار فرهنگ‌سازي براي درک اهميت اطلاعات راه به جايي نمي‌برد.
    با احترام